از همه جا از همه رنگ
خلاصه قسمت های اخر فریحا , نسبت ایلین و سونردر فیلم روزی روزگاری , ماشین لامبرگینی , مدل اتاق کودک , آهنگ رضا صادقی عاشقتم , مدل مانتوتابستانه , قسمت آخرسریال ترکی فاطما گل , خلاصه فیلم فریحا , امیشا پاتل وهمسرش , مدل کفش زیر مانتو

قدرت نرم با وجود اقتدار کارآمد است
 
رئیس سابق مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری گفت؛ «قدرت نرم» زمانی کارآمد است که یک کشور از مولفه های «اقتدار» و «اعتبار» در نظام بین المللی برخوردار باشد. محمدرضا تاجیک، رئیس سابق مرکز تحقیقات استراتژیک رئیس جمهوری در سمینار «قدرت نرم» که از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد، با بیان اینکه همچنان گفتمان مسلط در مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین المللی ما یا یک متن مدرن است یا ترکیبی از مدرن و سنت، گفت؛ ما هنوز اسیر گفتمان مدرنی هستیم که مملو از دوانگاری هاست به همین دلیل وقتی از «نرم» صحبت می کنیم «سخت» را دگر آن می دانیم و وارد وادی آن نمی شویم.

وی با تاکید بر اینکه نمی توان بدون لحاظ قدرت سخت و اجبار از قدرت نرم و اقناع صحبت کرد، گفت؛ «فوکو» معتقد است قدرتی که از یک گفتمان ساطع می شود، کریه ترین و خشن ترین چهره خشونت است اما ما در فضایی قرار داریم که این خشونت ذهنی را نمی بینیم زیرا خشونت همیشه برای ما با یک عمل فیزیکی تبیین شده است. تاجیک ادامه داد؛ نوعی «اجبار» از دقرت نرم می جوشد که فضایی کاملا اجبارآلود به وجود می آورد و انسان ها را در وضعیتی قرار می دهد که آن کاری را انجام بدهند که قدرت می خواهد، در واقع قدرت نرم کاری می کند که «لویاتان ها» از اعمال آن عاجز هستند و می تواند موجب مسائل زیادی همچون دگردیسی هویتی شود.

وی با طرح این سوال که آیا زور فقط یک چهره فیزیکی و اجبارآمیز دارد یا اشکال و معانی گوناگون دارد، گفت؛ قدرت نرم وقتی کارآمد است که به جایگاهی در سلسله مراتب قدرت مزین باشد. وقتی از دیپلماسی صحبت می کنیم، آیا می توان تصور کرد که قدرت نرم بازیگری، دارای کارآمدی باشد بدون اینکه قدرت سخت و اقتدار آن بازیگر پیش از این نشان داده شده باشد.

تاجیک افزود؛ وقتی آمریکا حرف خود را با گزاره های حقوق بشر و دموکراسی پیش می برد، به این دلیل است که اعتباری در قدرت سخت دارد اما ایران نمی تواند در این گزاره ها تاثیرگذار باشد زیرا آن قدرت را ندارد.

وی با بیان اینکه گفتمان های مسلط هستند که مفاهیم و مدلول ها را به ما عرضه می کنند، گفت؛ گفتمان های مسلط تافته و بافته ما نیستند و ما تنها مصرف کننده آنها هستیم. رئیس سابق مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری با تاکید بر اینکه چهره دوم انقلاب ها چهره نرم آنهاست، گفت؛ انقلاب ها تا زمانی که نتوانند گفتمان مسلط را تغییر دهند، تاثیر ندارد بنابراین انقلاب تنها چهره سخت ندارد.

وی با اشاره به تحلیل انقلاب اسلامی توسط فوکو تحت عنوان «شورش معنویت» گفت؛ اسقاط نظم و نظام موجودی که توسط سخت افزار صورت می گرفت، امروز توسط نرم افزار انجام می شود سوژه که روی آن قدرت اعمال می شد، خود موضوع قدرت می شود و در کنار قدرت قرار می گیرد و این بسیار وحشتناک است اما چون قدرت نرم لطیف است، مردم آن را می پذیرند و خود آن را اعمال می کنند.

تاجیک افزود؛ معتقدیم رسانه های بزرگ متکی به قدرت، همواره در شکل دهی افکار عمومی قوی هستند اما به این توجه نداریم که انقلاب اسلامی صف آرایی رسانه های کوچک در مقابل رسانه های بزرگ بوده است یعنی همان چیزی که باعث قدرت یک رژیم بوده است، باعث براندازی آن نیز شد.

محمد سلطانی فر؛ از جنس اقناع

محمد سلطانی فر، رئیس گروه مطالعات رسانه ای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت؛ در «قدرت نرم» باید دید دنیا چگونه به ما می نگرد، نه اینکه ما به دنیا چگونه نگاه می کنیم.

به گزارش «ایلنا»، محمد سلطانی فر در سمینار «قدرت نرم» که از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد، با بیان اینکه قدرت نرم ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیکی دارد، گفت؛ چین از کشورهایی است که حرکت خود را در راستای قدرت نرم در بعد اقتصادی شروع کرده است.وی، قدرت نرم را توانایی شکل دهی به ترجیحات دیگران خواند و گفت؛ قدرت نرم از جنس اقناع است اما قدرت سخت از جنس وادار کردن و مجبور کردن است و در واقع قدرت نرم به رهبری و صدور فرامین محدود نمی شود.

سلطانی فر یکی دیگر از خصوصیات قدرت نرم را رفتار با جذابیت و قابل رویت اما غیرمحسوس ذکر کرد و گفت؛ قدرت نرم به آن دسته از توانایی های کشوری اطلاق می شود که با به کارگیری ابزاری مانند آرمان ها و ارزش ها به صورت غیرمستقیم بر رفتار کشورها تاثیر می گذارد.

وی با بیان اینکه «ژوزف نای» پیشگام تبیین قدرت نرم است، گفت؛ قدرت نرم تبلیغات سیاسی نیست و هدف آن افکار عمومی خارجی در وهله اول و بعد افکار عمومی داخلی است زیرا نگاه قدرت نرم، فرامرزی است.رئیس گروه مطالعات رسان های مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه هدف رسانه ها در قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکار عمومی نیست، گفت؛ در عصر رسانه های نوین ارتباط جمعی، با استفاده از تکنولوژی های جدید می توان چنان افکار عمومی را در اختیار داشت که از طریق قدرت سخت امکان پذیر نیست.

وی با اشاره به لزوم داشتن کانال های چندگانه ارتباطی داخلی و خارجی برای در اختیار داشتن قدرت نرم، گفت؛ باید پذیرفت مردم مجبور به استفاده از رسانه های داخلی نیستند و ما باید به مردم اعتماد کنیم حتی اگر در بیان گفته ها از ما انتقاد کنند.سلطانی فر با بیان اینکه در قدرت نرم باید دید دنیا نسبت به ما چگونه می اندیشد و می نگرد، گفت؛ در قدرت نرم به تنوع آرا حتی آرای مخالف نیاز داریم و باید حرکت ابهام زدایی در صحنه سیاست خارجی مورد توجه قرار بگیرد.

سیاستی از جنس صنعت خودرو
 
آرش بزرگمهر ـ سه سال قبل، روزنامه «اج» چاپ استرالیا در مطلبی جنجالی به رقابت گروه های خودروسازی جهان پرداخت. البته آنچه نگارنده مطلب آن روزنامه بدان اشاره داشت، رقابتی اقتصادی نبود بلکه موضوع، امتحان تئوری های سیاسی و تحمیل آن بر کشورهای ضعیف تر بود. پس از آن، تئوری نام برده شده در مقالاتی از آن دست به قدرت نرم معروف شد، چه پیش از آن چنین فرضیه ای در سینمای پررونق هالیوود به اثبات رسیده بود.

قدرت نرم و آنان که از آن استفاده می کنند، در سینمای هالیوود انواع نگرش های سیاسی را به منصه ظهور می رسانند. حتی استفاده از سلاح های پیشرفته نیز نوعی تبلیغ برای کارخانه های اسلحه سازی این کشور محسوب می شود. با این حال، وجه هنری هالیوود آنقدر غالب است که نمی گذارد فضای سیاسی آن خارج از بازه تئوری مطرح شود. این بار اما قدرت نرم در صنعت خودروسازی رخ می نماید تا مسوولان بدانند از این هم می توان محصول خود را حمایت کرد.

جنرال موتورز، نخستین گروه خودروسازی جهان با سرمایه ای بالغ بر 450 میلیارد دلار، در توزیع محصولات خود به نکاتی توجه می کند که تعدادی از آنها برخاسته از بستر سیاسی و ذهنیت سیاست روز مسوولان آن است. به عنوان مثال، جنرال موتورز در هیچ کشوری به روزنامه های منتقد لیبرالیسم و سرمایه داری آگهی تبلیغاتی نمی دهد. این مسئله سبب شده در کشورهای منتقد سیاست های آمریکا نیز جنرال موتورز فروغ کمتری داشته باشد.

از دیگر نکات مربوط به این کمپانی می توان به استفاده از لفظ ایالات متحده در قراردادهای این شرکت اشاره کرد. تا پیش از دهه 90 میلادی، در سه قرارداد این کمپانی با شرکت های دیگری چون رنوی فرانسه، لفظ آمریکا گنجانده نشد. سال 1990، این کمپانی قراردادی را با رنوی فرانسه منعقد کرد تا قطعه ای را روی رنوی قرار دهد.

در این قرارداد 90 میلیون دلاری تنها نام جنرال موتورز ثبت شد و پسوند آن، نام آمریکا یا ایالات متحده را به همراه نداشت. اما از دهه 90 به بعد، استفاده از لفظ آمریکا تقریبا به جنرال موتورز دیکته شد. محصولات این کمپانی در بنادر مکزیک بی آنکه تمام و کمال بازرسی شوند، عازم محل های از پیش تعیین شده می شوند حال آنکه هر خودروی کارخانه فورد، با آنکه نام آمریکا را نیز یدک می کشد، مورد بازبینی جدی قرار می گیرد.

در آسیا، این ژاپن است که مستندات جدیدی ارائه می کند. تویوتا اجازه نمی دهد قدرت هایی چون میتسوبیشی از اینکه هستند، بزرگ تر شوند. از سویی این اعمال قدرت در خارج از ژاپن هم دیده می شود. پس از حمله ژاپن به چین و درگیری های خونین صلح برقرار شد. اما ژاپن کماکان محصولات خود را در چین با احتیاط بیشتری عرضه می کند. دولت این کشور برای اولین بار پس از جنگ جهانی که از داشتن وزارت دفاع منع شده بود، اقدام به تاسیس این نهاد دولتی کرد.

تحلیل گران خودرو بر این باورند که قدرت گرفتن تویوتا و پشت سر گذاشتن فورد در رقابتی سنگین، چنین بستری را مهیا کرد. تویوتا امروز سفیر سیاسی و اقتصادی ژاپن است چرا که توان چانه زنی این کشور را نیز در محاکم بین المللی فراتر از حد تصور بالا برده است.

سرمایه گذاری این کشور برای «راه اندازی» خط تولید در آمریکای شمالی، اگرچه شبیه سراب است اما خاندان «تویودا» - صاحبان اصلی این کمپانی- می داند که این کارخانه خودروسازی تا سال 2009 میلادی امکان دارد به قطب اول خودروسازی جهان تبدیل شود. آمریکای شمالی بزرگ ترین بازار خودروی جهان بر شمار می رود و ژاپن با تکیه بر قدرت تویوتا دوست ندارد حتی از خیر پا گرفتن سیاست هایش در سطح پایین آن همه در این منطقه بگذارد.

کوین مارلو تحلیل گر خودروی روزنامه یو.اس.ای تودی درباره معادله خودرو - سیاست می نویسد؛ «آلمان، فرانسه، ژاپن، آمریکا. کدام یک از این کشورها در زمینه سیاسی از توانی پایین برخوردارند؟ آلمان نبض اقتصادی اروپاست، ژاپن قدرت برتر اقتصادی آسیاست و آمریکا در دنیا، قطبی غیرقابل کتمان. فرانسه اما از چنین جایگاهی برخوردار نیست اما به مدد اقتصاد تپنده اش در عرصه خودرو، حالا از اعتبار بیشتری هم برخوردار است.

رنو و پژوی فرانسه، پیشگامان عرصه رقابت خودرو در این کشور هستند. اگرچه رنو توانست در سال 2006 گوی سبقت را از پژو برباید اما هنوز هیچ کدام به خودروساز نخست جهان نزدیک نیستند.

مثال راحت تری هم در این زمینه وجود دارد. سال هاست که کمپانی پروتون مالزی با استفاده از پلات فرم میتسوبیشی، این محصول را عرضه می کند اما هنوز نتوانسته حجم مبادلاتش را به مرز 2 میلیون دلار برساند. بنابراین سود آن بسیار کم است. مالزی همچنین کشوری تاثیرگذار در اقتصاد آسیا و منطقه نیست. همجواری با کشورهایی که سیاستی ضعیف و سست دارند نیز مزید بر علت شده است.

نمونه هایی از این دست بسیارند. حال آنکه می توان بر این مورد نیز اشاره کرد که در بودجه سال جاری میلادی کشور ژاپن، مبلغ هنگفتی معادل 14 درصد بودجه کشور، صرف گسترش صنعت خودروسازی می شود.

حرکت بر موج افکار عمومی جهان
 
دکتر رها خرازی آذر ـ دانستن این نکته جالب است که چرا دولتها اطلاعات و ارزشهای فرهنگی خود را در جامعه بین الملل منتشر می کنند و اینکه چرا آنها معتقدند که در صورت محقق شدن چنین امری، به منافع ملی خود دست خواهند یافت؟ چند دهه گذشته، کارل دویچ Karl Deutsh چنین استنباط کرد که ارتباط مستقیمی بین منافع هر دولت، سیاست انتشار پروپاگاندا (تبلیغات سیاسی) و ایدئولوژیک آن در کشورهای خارجی وجود دارد.

همچنین سیاست حمایت از تبادلات علمی و فرهنگی با این هدف سازگار و هماهنگ است. تعدادی از رهبران کشورها، مهمترین هدف خود را ترویج یک سری هنجارها و ارزشهایی برای جهانیان فرض می کنند که جزء اولویتهای برگزیده جوامع خود هستند و در این مورد به شکلی عمل می کنند که گویی در سطح ملی کشور خود به کار ترویج پرداخته اند. این رویکرد در سیاست خارجی، در سالهای نه چندان دور، در دستور جلسات بین المللی برخی دولتها به شکلی پایدار دنبال شده است.

این موضوع در سیاست خارجی ژاپن و روسیه، طرحی اجتناب ناپذیر و به عنوان محوری اساسی، در سطحی معادل با سایر موارد قراردادی سیاست خارجی آنها قرار گرفته است.

دیپلماسی فرانسه از آن طرحی مقدماتی و محوری برای سیاست خارجی خود ساخته است. اینکه صدای فرانسه با برنامه هایی که به انتشار و توسعه ارزشها، هنجارها و عرف های دارای اولویت برای این کشورمی پردازند، در سراسر جهان شنیده شود برای کشور فرانسه یک اولویت دیپلماتیک است. دیپلماسی عمومی ایالات متحده مشتمل بر انتشار ارزشها و عقاید آمریکایی، امروزه به لحاظ بین المللی، یکی از دو کانون اصلی طرح استراتژیک وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا را تشکیل می دهد.

نفوذ فرهنگی در حال رشد و ارتباط هر چه بیشتر آن با امور سیاسی و تحولات اجتماعی، برای دیپلماتهای ایالات متحده، انطباقی طبیعی با تحولات رسانه های جمعی است. در نگاه تصمیم گیرندگان آلمانی، سیاست روابط فرهنگی، به آن شکلی که در دیگر کشورها زائد انگاشته می شود نیست، بلکه جزء لاینفکی از سیاست فرهنگی، در جهت تکمیل و حمایت آن است.

دلایل زیادی بر این امر مترتب است. اولین دلیل در مورد اینکه چرا برنامه های تبلیغاتی فرهنگی و اطلاعاتی رسانه های جمعی، جایگاهی مرکزی و محوری در سیستمهای سیاست خارجی نوین به خود اختصاص داده اند، این است که این برنامه ها به عنوان ابزار تاثیرگذار به منظور تقویت اعتماد و تفاهم در کشورهای خارجی به کار گرفته می شوند.

این موضوع به ویژه در مورد اقدامات ایالات متحده صادق است. سالها انتقال اطلاعات بین المللی و مبادلات فرهنگی از طریق انتشار و تبلیغ، به صورت «هدفی حیاتی و ممتاز» برای وزارت امور خارجه ایالات متحده درآمده است.

دستگاه سیاستگذاری کانادا، سرمایه گذاری قابل توجهی در زمینه انتشار ارزشهای کثرت گرای کانادایی در سراسر جهان کرده است. همین امر به آنها اجازه داده است تا خیلی سریع خصوصیات منحصر به فرد کانادایی را برای مردم خارج از این کشور تبلیغ کرده و به آنها منتقل کنند و روابطی خالص و حقیقی با آنها برقرار کنند.

تفاهم سازی، کنش براساس نیات نیک، همگرایی و تقارب به عنوان اهدافی غیرقابل اجتناب، در فرایند ایجاد رابطه با اصول ریشه دار کشورهای مشترک در نظر گرفته می شوند. خیلی خلاصه، این برنامه ها اهداف اساسی و اصلی سایبردیپلماسی هستند. یکی از اصول مسلم و محوری سیاست آلمان، آموزش ارزشها و هنجارها به انجمنهای آموزشی، برای آگاهی و فهم بهتر آنها در مورد آلمان است. در اجرای این فرایند دیپلماتهای رسانه ای آلمان امیدوارند که شبکه هایی برای گفت و گو حول محور ایدئولوژی ها و تصحیح تفکرات اشتباه فرهنگی نسبت به آلمان ایجاد کنند.

توسعه و پیشرفت روابط با انجمن های مدنی خارج از کشور آلمان برای یوشکا فیشر Joshka Fisher، رئیس سرویس خارجی آلمان، امروزه یکی از نتایج حقیقتا سخت الوصولی است که تمام روابط خارجی این کشور، به خاطر آن انجام می شود. سیاست گذاران روابط خارجی ایران متقاعد شده اند که شانس موفقیت ایران در دیپلماسی جمعی می تواند افکار عمومی جهانیان را نسبت به این کشور تغییر دهد.

ژاپن به طور فعالی فرهنگ خود را به عنوان گستره ای با پتانسیل بالا برای استقرار حقیقت و ایجاد روابط حقیقتا دوستانه میان ملتها، تبیلغ و منتشر می کند. درست مانند همتاهای ایتالیائی، ترک و بریتانیایی خود، تعداد قابل ملاحظه ای از سازندگان و تصمیم گیرندگان سیاست خارجی، روشهای دیپلماتیک در همکاریهای فرهنگی و اطلاعاتی خود را به عنوان اهرم استراتژیک نفوذ خود در نظر می گیرند و برای آنها اهمیت ویژه ای قائلند تا توسط آنها تصویری مناسب از داخل کشور خود ارائه دهند و با استفاده از آنها به استقرار روابط پابرجا و نزدیک با جوامع خارجی بپردازند.

در این مورد جان فیسکه، پژوهشگر برجسته ارتباطات با توجه به تجربه بوسنی اظهار نظر قابل تعمقی دارد؛ او می گوید؛ «جهان سوم نمی تواند خود را آنچنان که هست به جهان نشان دهد، قدرت هایی که جهان را به تصویر می کشند، همان هایی هستند که به جهان شکل هم می دهند».

زیرساخت های قدرت نرم

معاون فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت؛ رسانه های ایران همواره دچار بحران می شوند زیرا مجبورند باری بیش از حد توان خود بر دوش بکشند. به گزارش خبرنگار «ایلنا»، سیدرضا صالحی در سمینار «قدرت نرم» که از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد، با بیان اینکه رسانه ها در ایران جایگزین احزاب هستند، گفت؛ رسانه ها به دو دسته رسمی و غیررسمی تبدیل شد ه اند که رسانه رسمی تکالیف مردم را تبیین می کنند و رسانه های غیررسمی حقوق مردم را.

صالحی، بسیج افکار عمومی برای تامین مطالبات را از دیگر نقش های رسانه ها خواند و گفت؛ رسانه ها عامل ارتباط الیت و جامعه هستند و از سوی دیگر وظیفه آموزش سیاسی، اجتماعی و چگونگی کاهش آسیب ها و آموزش رویکرد های اخلاقی را بر عهده دارند.وی با بیان اینکه رسانه ها در ایران بیش از میزان منطقی بار تحمل می کنند، گفت؛ این موضوع باعث بحران همیشگی رسانه هاست زیرا باری بیش از ظرفیت خود را بر عهده گرفته اند.

همچنین محمدعلی مشفق، معاون سابق وزارت کشور با بیان اینکه در ایران زیرساخت های افزایش قدرت نرم فراهم نیست، گفت؛ در ایران دولت همه کاره است و پس از انقلاب نیز فربه تر شده است، به همین دلیل حتی در بحث دموکراسی، دموکراسی از بالا به پایین اعمال می شود. وی با اشاره به اظهارات وزیر ارشاد مبنی بر اینکه قدرت هم یکی از موضوعات حاکمیتی است، گفت؛ نمی توان بدون اینکه قدرت نرم را در داخل افزایش دهیم، توفیقی در افزایش این قدرت در خارج از کشور داشته باشیم.

قدرت نرم و ایران 
 
محمدصادق جنان صفت ـ ایران کدام عناصر و متغیرها را در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و تاریخ خویش دارد که می تواند از آنها به مثابه «قدرت نرم» استفاده کند؟ برخی از کارشناسان اعتقاد دارند پیشینه تاریخی ایران زمین و استواری آن در برابر هجوم بیگانه در پویش زمان یکی از عناصری است که می تواند به مثابه یک متغیر در توسعه «قدرت نرم» به کار گرفته شود. اگر بخواهیم از این عنصر استفاده کنیم ضرورت دارد آن را از عناصر دیگر متمایز کرده و با آن به تسخیر افکار عمومی جهان برویم. آیا چنین کرده ایم؟ چقدر برای برجسته کردن این ابزار قدرت نرم سرمایه گذاری کرده ایم؟ آیا نمی شد و نمی شود آثار تاریخی این سرزمین را محلی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی گردشگران جهانی قرار داد؟

گروه دیگری از کارشناسان معتقدند موقعیت جغرافیایی ایران که یک موقعیت استراتژیک است نیز یکی از ابزارهای قدرت نرم ایران است. اگر ایران از این موقعیت استفاده می کرد و به طور مثال خطوط انتقال نفت و گاز خزر را از خاک خود عبور می داد از این عنصر استفاده کرده بود. اما روزگار گونه ای شد که این کار انجام نشد. بنادر ایران در جنوب نیز از موقعیت های استراتژیک جغرافیایی به حساب می آید که البته از آنها نیز استفاده دقیق و کارآمد نشده است. اگر خطوط لوله انتقال نفت و گاز خزر از ایران عبور می کرد و اگر به طور مثال بندر چابهار یا منطقه آزاد قشم قطب انتقال کالا و گردشگر می شد از این عناصر استفاده کرده بودیم. زبان فارسی دست کم در افغانستان، تاجیکستان و بخش هایی هرچند کوچک در هند گویش اصلی است و می شد از این عنصر نیز در جهت نفوذ معنوی استفاده کرد.

آیا مناسبات ما با این کشورها به اندازه ای هست که بتوانیم از این عنصر استفاده کنیم؟ آیا نمی شد روزنامه هایی با محوریت بخش خصوصی به زبان فارسی و در تیراژ وسیع منتشر و در این کشورها توزیع کرد؟ وقتی بخش خصوصی ایران نمی تواند در داخل به هر دلیل روزنامه ای پرتیراژ منتشر کند و در سد نهادهای قدرت می ماند چگونه می توان از این عنصر استفاده کرد؟ مردم بردبار ایران اصولا و در ذات خود مداراجو هستند و مهمان نوازی آنها در دنیا مشهور است. می توان آیا در شرایط فعلی از این عنصر در جهت افزایش نفوذ معنوی استفاده کرد؟ در حالی که خونگرمی و بردباری و مداراجویی در ذات جامعه ایرانی نهفته است چرا از این نیرو استفاده نمی شود و نگاه به ایرانیان متاسفانه در دنیا نگاه چندان مهربانانه ای نیست؟

وقتی سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران ایده گفت وگوی تمدن ها را در جهان مطرح و با اقبال نخبگان، روشنفکران و سیاستمداران دنیا مواجه شد و حتی سازمان ملل متحد سالی را به عنوان سال گفت و گوی تمدن ها اختصاص داد با این سیاستمدار ایرانی و با ایده او چه برخوردی شد؟ رسانه ملی و فراگیر ایران، روزنامه های عمومی که با پول مردم (نهادهای دولتی و حکومتی) در تیراژ وسیع منتشر می شوند با این پدیده چه برخوردی کردند؟ امروز نهاد دولت از نفوذ معنوی که رئیس جمهور سابق در میان نخبگان و روشنفکران جهانی به دست آورده بود در جهت حل برخی از تنگناها چه استفاده ای می کند؟ برخورد حذفی با او و اندیشه هایش در نهاد دولت چه پیامدهایی بر جای گذاشته است؟

در حالی که می شد از رفتار مداراجویانه خاتمی و رفتار عقلگرایانه هاشمی رفسنجانی به عنوان روسای جمهوری سابق و اسبق ایران در جهت حل برخی از مشکلات منطقه ای استفاده کرد با این دو نفر چه رفتاری می شود؟ واقعیت این است که ایران ابزارها و عناصری پیدا و پنهان برای تبدیل شدن به یک قدرت معنوی در دنیای امروز دارد که باید شناسایی و به کار گرفته شوند. این موضوعی است که باید به ویژه در دیپلماسی مورد توجه خاص قرار گیرد. درشت گویی، پرخاشگری و ایجاد دافعه در دیپلماسی امروز جایی ندارد و نه تنها بر قدرت نرم ایران و هیچ کشوری نمی افزاید بلکه اعتبار آن را نیز مخدوش می کند. مداراجویی در داخل با احزاب، جمعیت ها و گروه های سیاسی یا دیدگاه های متفاوت از سوی نهادهای قدرت رسمی می تواند جاذبه ایجاد کند و رفتار خلاف آن از قدرت نرم ایران می کاهد. قدرت نرم ابزار کارسازی است که نباید آن را نادیده گرفت.
 

قدرت نرم چیست؟ 
 
سید حسین شرف الدین ـ قدرت نرم، امپریالیسم فرهنگی و به تعبیر گرامشی «هژمونی فرهنگی» سه معنای قریب و دارای حوزه معنایی کم و بیش مشترکی هستند. آنچه از کلمات اندیشمندان در توضیح واژه نسبتا جدید « قدرت نرم » برمی آید این که قدرت نرم محصول و برآیند تصویر سازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی، قدرت تاثیر گذاری غیر مستقیم توام با رضا بر دیگران، اراده دیگران را تابع اراده خویش ساختن و مولفه هایی از این سنخ است. این قدرت معمولا در مقابل قدرت نظامی و تسلیحاتی و به عبارتی قدرت سخت و خشن به کار می رود. بارزترین نمونه قدرت نرم در سطح خرد و شخصی تصویری است که ماکس وبر، جامعه شناس شهیر آلمانی از نفوذ و اقتدار بلامنازع شخصیت های بزرگ و چهره های متنفذ و کریزما بدست داده است.

« کیفیت استثنایی شخصی که به نظر می رسد واجد یک قدرت فوق طبیعی. فوق بشری یا دست کم غیر عادی است که از گذر آن چونان مرد مقدر و سرنوشت ساز جلوه می کند و بدین دلیل، مریدان یا هوادارانی گرد او جمع می شوند. رفتار کاریزمایی ویژه فعالیت سیاسی نیست، زیرا می توان آن را در زمینه های دیگری چون دین، هنر، اخلاق و حتی اقتصاد ملاحظه کرد ... مبنای این سلطه عاطفی است نه عقلانی، چراکه تمام نیروی یک چنین سلطه ای بر اعتماد، آن هم غالبا بر اعتمادی بی چون و چرا متکی است .» از جمله مظاهر قدرت نرم توام ساختن دیپلماسی با اخلاق است که در دوران پس از استعمار کهن مورد توجه سیاستمداران قرار گرفته است در دیپلماسی کنونی، اخلاق برای خود جایگاهی هر چند صوری یافته است و تقریبا همه کشورها سعی می کنند دیپلماسی خود را متصف به آن نشان دهند.

عوامل ایجاد کننده یا تقویت کننده این نوع قدرت برحسب تعاریف ارائه شده عبارتند از؛ موقعیت ایدئولوژیک، ارتباطات دیپلماتیک مطبوع و گسترده، مناسبات و مبادلات فرهنگی ، ترویج زبان و ادبیات، تبلیغ آرمانها، ارزش ها و اهداف متعالی، ارائه تصویر مثبت و مطلوب از خود، فروش آرام موفقیت، ایجاد و ابراز صمیمیت.

بهره گیری مناسب از اطلاعات و فرهنگ در راستای مقاصد دیپلماتیک ،طراحی و اتخاذ سیاست های استراتژیک مقبول، زدودن ذهنیت های تاریخی منفی، مبادلات دانشگاهی و آکادمیک و سرمایه گذاری در تربیت نخبگان سایر کشورها ، فعالیت های آموزشی و آگاهی بخشی، برخورداری از اطلاعات زیاد و کارآمد، کسب جایگاه و موقعیت علمی پیشرفته و فناوری های تکنولوژیکی، توانمندی اقتصادی بالا، مبادلات تجاری و اقتصادی گسترده در بخش های سخت افزاری و نرم افزاری ، قدرت نظامی و تسلیحاتی ( به عنوان هاله ای از توانمندی و اقتدار بالقوه برای رویارویی با بحرانهای محتمل)، قدرت شکل دهی و کنترل افکار عمومی ،قدرت نفوذ در باورها و نگرش ها، ظرفیت پذیرش توریسم و جذب مهاجر خارجی، برخورداری از شبکه های خبری جهان گسترو قدرت تولید و توزیع محصولات رسانه ای متنوع به کشورها و به زبانهای مختلف ، نفوذ در رسانه ها ی بین المللی، التزام به رعایت معاهدات و قراردادهای بین المللی، ایفای رسالت تاریخی متناسب با موقعیت جهانی و سطح انتظار در شرایط مختلف، برخورد مناسب و اتخاذ مواضع مقبول در برخورد با بحرانهای بین المللی، ارائه خدمات بشر دوستانه، القای توهم بی طرفی در بحرانهای بین المللی، بهره گیری از سازمان ها و موسسات غیر دولتی، بین الدولی و بین المللی، نفوذ در سازمان ها و مجامع بین المللی، بهره گیری مناسب از نیروها وشبکه گسترده بازار جهانی و تبلیغ خود از طریق صدور اقلام ، رعایت استاندارهای حقوق بشر، توان رویارویی سریع و درخور در برخورد با توطئه ها و تهدیدات تضعیف کننده داخلی و خارجی، قدرت خنثی سازی تبلیغات مسموم، کاهش دشمنی ها و مخالفت های موجود و محتمل داخلی و خارجی، حمایت از جنبش های سبز، مشارکت در جنبش های صلح طلب و نیروهای حافظ صلح، تشکیل انجمن های دوستی با کشورهای مختلف، اعطای کمک های خارجی به کشورهای نیازمند، تاسیس موسسات غیر انتفاعی، میزبانی کنفرانس های بین المللی، برگزاری و مشارکت در نمایشگاه های بین المللی، توان استفاده از عملیات روانی مناسب در جنگ ها و بحران هاست.

امنیت سازی با قدرت نرم 

دکتر ابراهیم متقی ـ تغییر در «نظام بین الملل» به تغییراتی در ساختار، بازیگران، فرایند های شکل گیری سیاست بین الملل و «ماهیت» تعامل در نظام بین الملل منجر می گردد. در این مقاله، شاخص های دگرگونی در شیوه های تصمیم گیری و جهت گیری تصمیمات مراجع اصلی سازمان ملل به ویژه شورای امنیت بررسی می شود. امنیت سازی از طریق «قدرت نرم» یکی از رفتار های جدید به حساب می آید.نظریه پردازان نئولیبرال بر این اعتقادند که هنجار های بین المللی به عنوان نشانه هایی از قدرت نرم (Soft Power) محسوب می شوند. اگر چه ایجاد توازن قدرت بین بازیگران امکان پذیر نیست، می توان از الگو های دیگری برای ایجاد توازن قدرت بین کشورها استفاده نمود.

این امر از طریق هنجارسازی و قاعده سازی بین المللی تحقق می یابد. اگر قدرت های بزرگ بتوانند بازیگران پیرامونی را متقاعد نمایند که ابزار های دیپلماتیک، نهاد های بین المللی و تصمیمات شورای امنیت می تواند مطلوبیت موثری را برای آنان به وجود آورد، طبعا در آن شرایط، امکان ایجاد امنیت و تعادل بین المللی بیشتر می شود. براساس چنین نگرشی، متقاعد سازی کشورها از طریق هنجار های بین المللی، زمینه ساز کنش قدرت های بزرگ برای ایجاد تعادل می باشد. به طورکلی، قدرت نرم که براساس رویکرد نئولیبرالی شکل گرفته است، زیرساخت مشروعیت نهاد های بین المللی از جمله شورای امنیت را تشکیل می دهد. اولین بار جوزف نای واژه قدرت نرم را برای سیاست خارجی امریکا به کار گرفت.

بعد از آن از این واژه در حوزه های دیگری از جمله درباره نهاد های بین المللی و الگو های متقاعدسازی کشورها توسط شورای امنیت استفاده شد. هرگونه کنشی که بتواند براساس مشروعیت نهادی سازمان های بین المللی بر رفتار دیگران تاثیر گذارد، نشانه هایی از قدرت نرم را دارد. به این ترتیب، پطروس غالی بر این امر تاکید داشت که شورای امنیت می تواند مشروعیت لازم را از طریق روش های غیرمستقیم و الگو های نرم افزاری ایجاد کند. به هر میزان که زمینه بین المللی برای پذیرش تصمیمات ملل متحد فراهم شود، به مثابه آن است که تصمیمات براساس جلوه هایی از قدرت نرم اتخاذ شده است.

دراین باره، پرانتل چنین می گوید؛ «قدرت نرم به مثابه بهره گیری از ابزار های متنوع و چندگانه ای است که نهاد های بین المللی برای ایجاد تعادل و ثبات به کار می گیرند. این گونه الگوها هزینه های بسیار محدودی را برای کشورها و همچنین نهاد های بین المللی به وجود می آورد. برای اینکه تصمیمات شورای امنیت از مشروعیت لازم برخوردار باشد، لازم است تا روش های پیچیده و ابزار های متنوعی در ارتباط با تصمیمات اجرایی نهاد های بین المللی به کار گرفته شود. اگر راه حلهایی توسط حداقل کشورها در سازمان ملل ارائه شود، بیانگر آن است که جلوه هایی از انحصارگرایی شکل گرفته است. انحصارگرایی عامل ایجاد بحران و منازعه می باشد. درحالی که تنظیم قطعنامه ها و دستورکار های شورای امنیت که مبتنی بر روح عمومی نظام بین الملل باشد، به جای انحصارگرایی به کارایی منجر می شود.

چنین روندی، زمینه های مدیریت حوادث بین المللی توسط کشور های هژمون و نهاد های بین المللی را فراهم می سازد. در این شرایط، کشور های ضعیف نیز نرمش بیشتری در برابر چنین سیاستهایی خواهند داشت». پرنتل در بیان این مطلب به گونه قابل توجهی از جوزف نای الهام گرفته است. نای قدرت را بهره گیری از ابزارهایی می داند که کشورها را از طریق پاداش و تهدید متقاعد کند. اگر نتایج استراتژیک بدون به کارگیری ابزار های الزام و اجبار حاصل گردد، زمینه برای بهره گیری از چهره دوم قدرت فراهم می شود؛ زیرا اهداف استراتژیک کشورها از طریق نهاد های بین المللی و در پروسه متقاعدسازی و جذب کشورها حاصل می شود. دراین باره، الزام و اجبار تاثیر چندانی نخواهند داشت.

به کارگیری چنین شیو ه ای مبتنی بر گونه شناسی مصالحه و همکاری در کنش های بین المللی سازمان ملل متحد است. در شرایطی که کشور های جهان در فضای ابهام، مخاطره و تنگنای امنیتی قرار دارند، طبیعی است که شورای امنیت برای حل مشکلات امنیتی کشورها نیازمند به کارگیری فرآیندهایی است که از اجبار و الزام همه جانبه علیه کشور های جنوب خودداری کند. براساس چنین ضرورتهایی بود که در آگوست 1965، مصوب گردید که در شرایط ظهور بحران های بین المللی، کشوری که عضو شورا نمی باشد، اما موضوع بحران مربوط به امنیت ملی آن کشور است، می تواند بدون حق رای در جلسات شورای امنیت مشارکت نماید. این امر گامی موثر در افزایش مشروعیت شورای امنیت و حل مسالمت آمیز مناقشات قلمداد می شود.

نظریه پردازان امنیت سازی با رویکرد قدرت نرم در شورای امنیت، بر این اعتقادند که دخالت های آمریکا در سال های پس از جنگ سرد، مشکلات بیشتری را برای مشروعیت سازمان ملل ایجاد کرده است. تغییر رژیم عراق و گسترش بحران در خاورمیانه را باید انعکاس سیاستهایی دانست که برای جایگاه و کنش قدرت های بزرگ اصالت قائل می باشد. با چنین رویکردی می توان اهداف استراتژیک کشورها را از طریق ابزار های چندجانبه و فرآیندهایی محقق ساخت که خشونت کمتری را به وجود می آورند. در این شرایط، شورای امنیت نیز مشروعیت و کارایی بیشتری خواهد داشت.

 

نوشته شده در تاريخ 2015-08-18 توسط dvdclub |
رپورتاژ
معرفی دینگ و ذکر تفاوت‌ها
روغن خراطین اصل
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
کیسه پرکن
گیفت کارت
انجام پایان نامه
سئو و بهینه سازی سایت و کسب درآمد از طریق آن
لیپوماتیک
نمایندگی برندها در ایران
سامانه جامع مشاغل شهرری
سامانه جامع مشاغل شهرری
دانلود پایان نامه های ارشد
قیمت پرینتر | قیمت سرور | خرید کالاهای دیجیتال
کاشت و طراحی ناخن به روش قالبی
فال حافظ
معرفی سایت اکسپرت سئو و خدمات تیم اکسپرت سئو
سئو یعنی چی ؟
دانلود موزیک در دهکده موزیک

لینک های مفید
تالار | صندلی تالار | دانلود رایگان تحقیق |
vpn خرید | تابلو سنکرون و پارالل دیزل ژنراتور | کاغذ دیواری | کاغذ دیواری |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ